بصير احمد دولت آبادى

310

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

سعى ما در اين بخش از كتاب ، اين است كه رابطهء ناگسستنى بين وقايع گذشته و حال و تأثير آن بر آينده كشور و مردم را پيدا كنيم و سرنوشت امروز و فردا را از گذشته جدا ندانيم . البته مخالفان تاريخ به اين عقيده‌اند كه تاريخ جز يك مشت جعليات نيست كه به رشتهء تحرير درآمده و توجيه‌گر اعمال و كردار ستمگران گذشته است . نمىتوان اين نظر را كاملا رد كرد ، ولى تاريخ صرفا نقل كارنامهء ستمگران نيست ، بلكه بيانگر دردها و رنجها و مظلوميت بيچارگان نيز هست . ما به اين علت تاريخ مىخوانيم كه به خوب و بد گذشته آگاه شويم ، از اعمال خوب گذشتگان استفاده كنيم و از كردار و رفتار بد آنها پند و عبرت بگيريم ، چرا كه تاريخ ممكن است گاهى تحريف شود ، ولى دروغ نمىگويد و هميشه گوياى صادق رويدادها و وقايع گذشته بوده است . تاريخ يك ملت ، آيينهء تمام‌نماى آن ملت است كه حال و آيندهء آن را منعكس مىكند . به تعبير ديگر ، تاريخ در يك جامعه به منزلهء خون در بدن انسان است . جامعهء بدون تاريخ و يا تاريخ را فراموش كرده ، شباهت تام و تمام به شخص مريض و عليلى دارد كه بدون تكيه به بازوى ديگران ، نمىتواند راه برود و به حيات خود ادامه دهد . او مجبور است به ديگران متكى باشد و تعيين مسير ، به دلخواه حمل‌كنندگان اوست . روى اين اصل ، مطالعهء تاريخ صرفا يك سرگرمى نيست كه با آن اوقات فراغت را پر كنيم . يا كتاب قصه و داستان نيست كه چند لحظه خواننده را با خود به دنياى تخيلات برده و سرگرم سازد . كتاب تاريخ ، كتاب دردها ، رنجها و كارنامهء سرنوشت‌ساز يك ملت است و سطر سطر آن فريادگر عدالت‌خواهى مظلومان است كه استخوانهايشان زير بار ظلم و ستم جباران تاريخ خرد شده ، ولى اثر آن در دل زمانها و روى صفحات